غزلی بسیار زیبا از سعدی شیرازی

چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم

گهی بر درد بی‌درمان بگریم
گهی بر حال بـی سامان بخنـدم

نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم

گر آوازم دهی من خفته در گور
برآساید روان دردمندم

سری دارم فدای خاک پایت
گر آسایش رسانی ور گزندم

وگر در رنج سعدی راحت توست
من این بیداد بر خود می پسندم



تاريخ : پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : بهزاد | نظرات ()
.: Weblog Themes By LoxTheme :.